پارت

پارت6

ویو تهیونگ

صدای رعد و برق خوفناکی کل محوطه مندرلی رو گرفت...بارون شدید تر میشد...لحظه به لحظه...

تهیونگ:لوکاس زنگ بزن به پسرا بگو سریعا بیان مندرلی
لوکاس:بله ارباب کیم...

بعد از مدت کوتاهی پسرا وارد عمارت شدن و پیشم اومدن...

نامجون:چیشده تهیونگ اونم تو ایت بارون؟

تمام قضیه رو براشون تعریف کردم...

تهیونگ:میخوام بیارمشون بیرون... حتی شده به زور!
شوگا:دیوونه شدی؟؟
تهیونگ خیل خب بیاین بریم تو اتاق کارمون...
....
جین:خیل خب میخوای چیکار کنی؟
تهیونگ:نمیتونم ولشون کنم میخوام نجاتشون بدم...
نامجون:تهیونگ..اولویت با جولینه!
جیهوپ:راست میگه...فکر اون دختر رو از مغزت بیرون کن ...تمرکزت رو بزار روی نجات جولین!
تهیونگ:بابا میفهمی؟اون بچه امانته دست منننن*داد*
جین:تهیونگ!کافیه...اتاقو گذاشتی رو سرت...
جونگ‌کوک :خیله خب کمکت میکنیم
تهیونگ:اول از همه بهش زنگ میزنیم و باهاش حرف می‌زنیم و اگر نشد یه نقشه دارم


مکالمه:

سارن‌:الو؟
تهیونگ:سارن...
سارن:به به تهیونگ خان
تهیونگ:ببین سارن...چیکار کنم بدون جنگ و دعوا اوتا رو بهم پس بدی؟
سارن:بیا معامله کنیم...میدونم که اهل معامله‌ای ...
تهیونگ:خب چی میخوای؟
سارن:30تا بادیگارد کار بلد...
تهیونگ:یعنی چی...خودت خواستی!
سارن:بیا تهیونگ بیا منتظرتم..*خنده بلند*

پایان مکالمه

تهیونگ:حرومزادهههههه

.......
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۵)

رامین و فرانک‌>>>>>یه بازنشرمون نشه؟راستی بچه ها من پارت جدی...

#استوری_درخواستی💜💫یه بازنشرمون نشه ؟

آنچه در پارت های بعد خواهید دید...تهیونگ:چرا نمیفهمی اون اما...

#استوری_درخواستی💜💫اتاقم میده بوی تن تو..:(

نام فیک: عشق/نفرتPart: 22یون سوک رفت تهیونگ به شدت عصبی شده ...

love Between the Tides³⁴شب برگشتم خونه ا/ت: تهیونگ تهیونگ: ت...

عاشق یه خلافکار شدم پارت ۲۶تهیونگ : بیا توآروم درو وا کردم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط