میخواستم برایت بنویسم چقدرها میتوانم از دستت ناراحت باش
میخواستم برایت بنویسم چقدرها میتوانم از دستت ناراحت باشم و هیچ نگویم؛ بپرسی « از دستم ناراحتی ؟» و با یک لبخند سرم را تکان بدهم که یعنی « نه! ». نه بخاطر اینکه نگفتن، عادتم شده باشد؛ من میترسم از توجیههایت..
ناراحتیها اگر ریسمان بینمان را نازکتر میکند، توجیهها و بهانهتراشیها با یک قیچی خلاصش میکنند..
#سیاه_سفید
ناراحتیها اگر ریسمان بینمان را نازکتر میکند، توجیهها و بهانهتراشیها با یک قیچی خلاصش میکنند..
#سیاه_سفید
- ۲۷.۵k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۳۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط