از مرگ نترس
از مرگ نترس
او آنقدرها هم بد نیست
در سیاهی دنبالش نگرد
او از روشناییها می آید
آرام کنارت می نشیند
صورتش از ماه زیباتر و
گیسوانش ب رنگ غروب آفتاب
با انگشتان نرم و ظریفش تو را نوازش می کند
بدن گرمش را ب تو نزدیک می کند
بوسه ای بر پیشانی ات میزند و
تو از آرامش لبریز می شوی .
او آنقدرها هم بد نیست
در سیاهی دنبالش نگرد
او از روشناییها می آید
آرام کنارت می نشیند
صورتش از ماه زیباتر و
گیسوانش ب رنگ غروب آفتاب
با انگشتان نرم و ظریفش تو را نوازش می کند
بدن گرمش را ب تو نزدیک می کند
بوسه ای بر پیشانی ات میزند و
تو از آرامش لبریز می شوی .
- ۱.۳k
- ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط