{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادش بخیر :

یادش بخیر :
اوج زمستون
کوچه های برفی
سردی زمین
حس سرمای عجیب انگشتهای پا
عجله برای رسیدن به خونه
ولی
گرمای خونه و مادری که
بهار و زمستون نداشت
💙 ♥ ️♥ ️
دیدگاه ها (۱۶)

⇠❊دلــــهای پاک⇠❊خـطا نمی کنند⇠❊سـادگی می کنند⇠❊ســادگی⇠❊پاک...

خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توستعشق بازی کنکه وقت عشق ...

پشت پنجره ے خیالم.. روز و شب تو رابہ تماشا نشسته امــــس...

If you genuinely love someone don't ever decorate their eyes...

رمان عشق من واقعیه part 77هانا دستم رو می‌کشید و با عجله به ...

پارت۲بعد از آن شب، زندگی یو ایل دیگر هرگز مثل قبل نبود. آرام...

در میان این هیاهو و فریادهای جیهوپ، جونگکوک همچنان مثل یک تن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط