{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ بهانه نیاور..

‌ بهانه نیاور..
رفتنت برای بودن با دیگران بود..
نه تقدیر را گردن بزن و
نه با دستهای روزگار کاری داشته باش..
مسئله دست تو بود که در دستهای دیگری جا خوش کرده بود
بیخیالت میشوم
برو..
به باران بی امان چشمهایم میگویم
من اگر من باشم..
اشکی برای کسی ک مرا مفت فروخت
نمیریزم..
برو بسلامت اما بترس از روزی که دلت هوایه یک لحظه بودنم را کند...
دیدگاه ها (۲)

تو اگر باز کنی پنجره ای سوی دلتمیتوان گفت که من چلچله باغ تو...

چشمهای من از دوریت کنون مثل آسمان بارانیستابرها میبارند و آر...

بـــرای تصـــاحبت نمـی جنگـــم !احاطــه ات نمی کنـــم تــا م...

گاهیدلت می خواهددر شلوغی روزگارشبیاید...تنگ در آغوشت بگیردبگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط