{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت چهارم

پارت چهارم
رفتن سفر کاری تا بیان باید صبر کنیم تا بهمون مجوز بد
حرفش تموم نشده بود که گوشیش زنگ خورد و بعدش رو به هاکس گفت:خب خیلی خوش شانسیم مادر پدرشون اومدن مجوز گرفتیم ویدیو ها رو تا یه ساعت دیگه میارن
هاکی:خب توی این مدت یه قرار بزار برای بعد برسی دوربین ها می‌خوام دوباره با همه‌ی اون بچه ها حرف بزنم
هاکی داشت توی سالن راه می‌رفت و فکر می‌کرد زمانی که اون ویدیو ها به دستش برسه چی دست گیرش میشه
که یهو یه صدای آشنا میاد صدای سارا کنار همه دوستاش دارن حرف می‌زنن می‌ره قتل گوش وای نیستن
دیدگاه ها (۰)

سلام بچه ها ۳۶ تاییمون مبارک🥳🥳🥳خیلی ازتون ممنونم که تا الان ...

پارت ۵هاکی با سرعت سوار ماشینش شود و با سرعتی که ۶بار براش ج...

پارت سومنظرتون چیه هاکس: خب صحنه قتل رو یه بار دیگه برام توض...

پارت دومآقای پلیس:«سارا،تام گفت تو به اونا خبر دادی که اون ا...

انتقام

معنی متن توی کپشن. فالو و لایک و کامنت یادت نره

سناریو باکودکو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط