{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه ساله رفتی و اسمت هنوز مونده تو این

یه ساله رفتی و اسمت هنوز مونده تو این
گوشی...
می‌دونم قهوه‌تو مثل قدیما تلخ می‌نوشی
می‌دونم شب‌ها توی تختت کتابِ شعر می‌خونی
کنارِ پنجره شادی با یه سیگار پنهونی ......
هنوزم وقتی می‌خندی رو گونه‌ت چال می‌افته
هنوزم عینهو فیلما، یه عشق آتشین می‌خوای
هنوزم روحِ «هـامـونو»، تو جسم «جیمزدین» می‌خوای...
می‌دونم وقتی که بارون
تو شب می‌باره بیداری!
همون آهنگو گوش می‌دی،
هنوز بارونو دوست داری! .
یه ساله رفتی و عطرت هنوز مونده‌ توی شالم ....
بازم ردت رو می‌گیرن همه تو فنجون فالم
تو وقتی شعر می‌خونی منو یادت میاد اصلن؟
تو یادت موندن اون روزا که دیگه برنمی‌گردن؟
همون روزا که از فیلم و شراب و شعر پر بودن
یه کاناپه، دو تا گیلاس، تو و دیوونه‌گیِ من...
بدون حالا بدون ‌تو یکی دلتنگه این گوشه،
هنوزم قهوه‌شو تنها به عشقت تلخ می‌نوشه
می‌دونم وقتی که بارون
تو شب می‌باره بیداری!
بازم «قمیشی» گوش می‌دی،
هنوز بارونو دوست داری .....................
دیدگاه ها (۱)

درداکه نماند از آن همه جز یادی ...............

بودنت دوراما یادت جان من است ..............

مادر ...مرا ببخش بخاطرشکست هایمانتخاب هایمتنهایی هایمگریه ها...

درست مثلِ اینکه از پرنده ای در قفس سوال کنی چه اتفاقی افتاده...

نمی دونی تو این روزا چقدر یاد تو می افتمنمی دونی تو این روزا...

کاشکی بودی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط