سناریو
سناریو:
وقتی خیلی بد بحثتون شده و میبینه داری چمدونت رو میبندی
نامجون: چمدون رو میندازه اونور و بعد تو رو پرت میکنه رو تخت و ..... (ددی بودنو نشونت میده)
جین: بدون که جنازهات هم از این خونه بیرون نمیره کیم ا/ت
شوگا: *بلند میشه و وسایل خودشم میچینه تو چمدون*
جیهوپ: ا/ت خیلی بیشعوری! میدونی که بدون تو میمیرم و بعد از قصد این کارا رو میکنی؟ (اخم و عصبانی)
جیمین: هی ا/ت داری چه غلطی میکنی؟ (با مشت میکوبه رو میز)
تهیونگ: *با خنده های عصبی بهت نگاه میکنه*
جونگکوک: با خودت چی فکر کردی؟ اینکه میزارم بری؟
وقتی خیلی بد بحثتون شده و میبینه داری چمدونت رو میبندی
نامجون: چمدون رو میندازه اونور و بعد تو رو پرت میکنه رو تخت و ..... (ددی بودنو نشونت میده)
جین: بدون که جنازهات هم از این خونه بیرون نمیره کیم ا/ت
شوگا: *بلند میشه و وسایل خودشم میچینه تو چمدون*
جیهوپ: ا/ت خیلی بیشعوری! میدونی که بدون تو میمیرم و بعد از قصد این کارا رو میکنی؟ (اخم و عصبانی)
جیمین: هی ا/ت داری چه غلطی میکنی؟ (با مشت میکوبه رو میز)
تهیونگ: *با خنده های عصبی بهت نگاه میکنه*
جونگکوک: با خودت چی فکر کردی؟ اینکه میزارم بری؟
- ۲۱۰
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط