پارت ۶: [ پارت اول ]نقشهی مشکوک
پارت ۶: [ پارت اول ]نقشهی مشکوک
زنگ تفریح به صدا درآمد. آنیا متوجه شد رن و رینی گوشهی حیاط، آرام با هم صحبت میکنند.
رینی گفت: «اگه این نقشه جواب بده، همه شگفتزده میشن!»
آنیا با خودش فکر کرد: «اونا حتماً دارن یه کار دردسرساز میکنن!»
دامیان که کنار آنیا ایستاده بود، پرسید: «چرا اینطوری بهشون زل زدی؟»
آنیا سریع جواب داد: «هیچی! فقط… دارم مراقب مدرسه میشم!»
ناگهان صدای بلندی از پشت ساختمان آمد. همهی دانشآموزها به سمت صدا دویدند.
رن با نگرانی گفت: «وای… قرار نبود اینطوری بشه!»
رینی آهسته جواب داد: «فکر کنم دردسر اصلی تازه شروع شده…»
زنگ تفریح به صدا درآمد. آنیا متوجه شد رن و رینی گوشهی حیاط، آرام با هم صحبت میکنند.
رینی گفت: «اگه این نقشه جواب بده، همه شگفتزده میشن!»
آنیا با خودش فکر کرد: «اونا حتماً دارن یه کار دردسرساز میکنن!»
دامیان که کنار آنیا ایستاده بود، پرسید: «چرا اینطوری بهشون زل زدی؟»
آنیا سریع جواب داد: «هیچی! فقط… دارم مراقب مدرسه میشم!»
ناگهان صدای بلندی از پشت ساختمان آمد. همهی دانشآموزها به سمت صدا دویدند.
رن با نگرانی گفت: «وای… قرار نبود اینطوری بشه!»
رینی آهسته جواب داد: «فکر کنم دردسر اصلی تازه شروع شده…»
- ۱۶۳
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط