{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه شب دلم گرفته بود من نوشتم اون لایک کرد اون نوشت من

یه شب دلم گرفته بود ...من نوشتم اون لایک کرد اون نوشت من لایک کردم "هردو درد داشتیم درد تنهایی نوشته هامون به دل یکدیگر مینشست ....شب بعد سر همون ساعت و روزها گذشت دیگر "او یک اوی معمولی نبوداو تمام زندگی من بود او پاره ای از وجود من شده بوداو سراسر امید و ارزوی من شده بودگذشت و گذشت ...............تاریخ تکرار شد همین اتفاق دوباره افتاد روزی او شعر نوشت دیگری "برایش لایک زد ...........گویی لایکش خوشگل تر بود "خوش اب و رنگ تر بود...صفای دیگری داشت اینجا بود که فهمیدم او
با یک لایک من آمد و با لایک دیگری رفت!
#اهواز#حیدر#العربی
دیدگاه ها (۵)

#غیره#عرب#حیدر

به درجه ای از کمبود محبت رسیدم که......هرکی پست منولایک میکن...

ﮔﺮ ﮐﺮﺏ ﻭ ﺑﻼ‌ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﯾﻢ ﺣﺎﻝ ﻫﺴﺘﯿﻢﮔﺮ ﺷﺎﻡ ﺑﻼ‌ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﯾﻢ ، ﺣﺎﻝ ﻫ...

P2و حالا شش ماه از اون موقع گذشته......رفتم و جلوی کاناپه ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط