{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 7

پارت 7

«کسی که دنیامو روشن کرد »

از زبون یوکی

نمیدونم ولی اون پسره شوتو حواسش بود و فهمید... ولی خب... کی اهمیت میده؟ مهم نیس...

از اتاق بیرون رفتم و به سمت بیرون رفتم چون الان مسابقه دوم شروع میشد و باید اماده میبودم... رفتم به سمت صندلی ها و اوچاکو و الیس رو دیدم که برام دست تکون دادن تودوروکی هم دو تا ردیف بالا تر بود منم سمتشون رفتم و گفتم : الان نوبت منه باید با اون یارو اگه اسمش رو یادم باشه... شینسو! اره باید برم


الیس : موفق باشی!!


یوکی رفت و سلطان صدا معرفی کرد و مسابقه شروع شد


شینسو :بنظر میاد که کوسه تو و اون یارو یخیه یکیه مگه نه؟


(یوکی چیزی نگفت چون کوسه شینسو رو میدونست)


شینسو: ولی با اینکه اون دو کوسه هست و تو یک کوسه کامل یخ داری بازم اون از تو قوی تره... این مسخرس مگه نه؟


یوکی بازم چیزی نگفت ولی عصبی بود



شینسو : چرا چیزی نمیگی؟ نکنه ترسیدی؟ اخی اخی یا نکنه شایدم داری حرفم رو تایید میکنی؟



یوکی : چطور جرئت میکنی...



(شست و شوی، مغزی شد)



شینسو : همینه...



سلطان صدا : وایسا بنظر میاد شرکت کنندمون یوکی دیگه رو خودش کنترل نداره و داره از زمین بیرون میر ههه!!!!




الیس تو ذهنش: یوکی... تو میتونی... ازش استفاده کن!!! تو میتونی! میدونم نمیخوای ولی تو... باید انجامش بدیی!!!



یوکی داشت به سمت بیرون زمین میرفت


ویو یوکی


دارم چیکار میکنم؟ کنترلم دست خودم نیس... من همیشه ادم خونسردی بودم ولی ایندفعه ناخوداگاه اعصابم خورد شد نفهمیدم ولی حرفاش بدجوری اعصابم رو خورد کرد... من ... نمیدونم ....



(یهو یوکی یک احساس عجیب پیدا کرد و لبه موهای بلندش یکم سیاه شد و یهو از کنترل شینسو در اومد)



شینسو : چیکار کردی!!!



یوکی : نه نه نه من نباید...



یوکی تو ذهنش : الان وقتش نیست بعدا...



یوکی رفت سمت شینسو و با یک حرکت تا کمر یخ زدش


میدنایت: شینسو میتونی تکون بخوری؟


شینسو : ...



میدنایت : یوکی به راند بعد میرهه!!!!



«ادامه دارد »


اگه لایک ها به 15 تا برسه پارت بعدی رو میزارم 😁
دیدگاه ها (۱)

دوباره پارتتت «کسی که دنیامو روشن کرد »پارت 5😃💔از زبون یوکی ...

پارت 3 «کسی که دنیامو روشن کرد »مسابقه دوم اب سواری بود! (هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط