{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای قلب من بارانی ات کردند و رفتند

ای قلب من بارانی ات کردند و رفتند
کنج قفس زندانی ات کردند و رفتند
در سایه های شب تو را تنها نوشتند
سرشار سرگردانی ات کردند و رفتند
احساس پاکت را همه تکفیر کردند
محکومِ بی ایمانی ات کردند و رفتند
هرشب تورا دعوت به بزم تازه کردند
در بزمشان قربانی ات کردند و رفتند
زخمی که رستم از شَغاد قصه اش خورد
مبنای این ویرانی ات کردند و رفتند
دیدگاه ها (۱۱)

دردهایم رالایک کردندوگفتند:زیبابود.....نمیدانستم مگردردهم زی...

کاش جای شانه بودم شانه میکردم تورامیشدی مثل شراب ، پیمانه می...

فروختم جان ودل در یک نگاهتنگاهی دل نشین ودل ربایتلبت قند خود...

⇩ ﺑـــــﻮی قلیان ﮔﺮِﻓﺘـــِـــہ ﺗــَــــــــﻤﺎﻡ ﺯِﻧﺪِﮔــﻴــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط