ای که اخمت به دلم ریخت غم عالم را

ای کـه اخمت به دلــم ریخت غم عالم را
خنده ات می بَرَد از سینه دو عالم غم را
برق لب های ِ تو یادآور ِ شاتوت و شراب
چشمه ی اشک ِتو بی قدر کند زمزم را
گاه از آن غنچه فقط زخم زبان می ریزی
گاه با بوسه شفابخش کنـی مرهم را
بسته ای غنچه ی سرخی به شب گیسویت
کــرده ای بـــاز رهـــا خرمــن ابــریشم را
"نرگست عربده جوی و لبت افسوس کنان"
با همین هاست کــه دیوانـــه کنـــی آدم را
دیدگاه ها (۱)

دنیای مجازی تو ایران ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ: . . . . . . نوﺩ ﺩﺭﺻﺪ ﺩﺧﺘﺮﺍ...

در روزگاری که “دروغ” یـک “واقـعـیت عمــ ــ ـومـی” است .. به ...

اعتماد کردن به شوهر خود در حد مرگ

تست شخصیت از روی تاریخ تولد: روان شناسان شخصیتی اعتقاد دارن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط