{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من غــم‌انـگــیـزتــریــن شـاعرِ دنــیــا شـده‌ام

من غــم‌انـگــیـزتــریــن شـاعرِ دنــیــا شـده‌ام

هرکسی شعرِ مرا خواند تو را لعنت کرد!
دیدگاه ها (۱)

آنقَدَر نیمه نما ها به تنم زخـم زدندنیمه‌ی گمشده‌ام آمد و نش...

سرفه میکردم نه از دود و دم و حساسیت...،با هوای رفتنت شش های ...

نوشــداروی فـراغ تـو شـدیـدا بد خور استهیات ژوریِ قلبت با رق...

دکترم تا نبض من را اینچنین آشفته دیددیدن رخسار یارم، صبح و ش...

مصرع چشم تو بود انکه مرا شاعر کردجان من شعر بدون تو فقط هذیا...

در آن زمان که مرا ناامید کرد از خلقمرا ز خویش نمی‌خواست ناام...

گر مرا ترک کنیمن زغمت می سوزم ،آسمان را به زمینجان خودت می د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط