{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به عمق سیاهی چشمانم بنگر

به عمق سیاهی چشمانم بنگر
تا کمی درک کنی سیاهی شب هایم را
از نبودت میگذرم
از نداشتنت
از این روزهای سرد که باید با وجودت گرم میشد
اما کاش رویایت را هم نمیگرفتی…
کاش نمیگفتی که فکرت را نکنم که فکرم را نخواهی کرد
پشیمانیم کاش پشیزی ارزش داشت
غرورت کاش کمرنگ تر بود
تا عشق هنوز پررنگم را باز درک کنی
نفس هایم که هنوز برایت تند میشود را بشنوی
و باز برایت همان شوم
کاش پایین امدن این اشک ها کم میکرد فاصله را..کم میکرد نفرتت را..کم میکرد نخواستنت را
و میشست این غبار دلتنگی ها را….
پاییز بی تو سر شد و دارد تمام میشود
کاش زمستان را به من ببخشی
و تمام کنی عدم وجود همه چی را
چون مدت هاست زندگی نکرده ام…
یا امشب که چشمانم را روی هم میگذارم در رویای تو غرق شوم
امید که اخرین رویای پاییزی ام باشی..
دیدگاه ها (۱)

سردترین روز زمستانی ام را با آمدنت پر از شکوفه عشق کردیطعم خ...

نامه بی نشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط