تن دادم او را جان شدم

تن دادم او را جان شدم
جان دادمش جانان شدم
آنکو بگنجد در جهان
از دولت عشق آن شدم
کردم سفر از آب و گل
تا ملک جان اقلیم دل
از تن بجان می تاختم
تا از نظر پنهان شدم
مأوای دلدارست دل
کی جای اغیار است دل
دارم بدو این خانه را
بر درگهش دربان شدم

#فیض_کاشانی
دیدگاه ها (۲)

صبحي دیگر از راه رسیده است، و من آمدہ ام با صبح بخیری دیگر و...

و خوشبختانه خداخیلی بزرگ تر از دلواپسی های ماست!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط