خون شیرین

خون شیرین
part:18

تهیونگ لباسش رو عوض کرد و رو مبل نشست

بورام:قهوه تون رو اوردم
ا.ت:مرسی
بورام:بفرمایی..اییییی
تهیونگ:اییییییی
بورام:آخ ببخشید حالتون خوبه
تهیونگ:آره چیزی نیست
ا.ت:تهیونگ زنده ای
تهیونگ: آره فکر کنم
بورام:واییی میشه برای معذرت خواهی فردا به کافه دعوت تون کنم و الان یه لباس نو بهتون میدم
تهیونگ: ولی من بخشیدمتون
بورام:نه اونجوری عذاب وجدان میگیرم
تهیونگ:خب باشه
بورام: پس میشه که آدرس قصر رو بهم بدید بیام دنبالتون
تهیونگ:یعنی تاحالا نیومدی قصر
بورام:نه
تهیونگ:پس خودم میام دنبالت
بورام:پس بیاید الان بهتون یه لباس بدم
تهیونگ:مرسی

بورام:مرسییی(ا.ت رو بغل کرد)
ا.ت:خواهش میکنم فقط میشهمنو تو هم دوست شیم
بورام:باشه

۸ ساعت بعد

تهیونگ:امروز خیلی خوش گذشت
ا.ت:آره
تهیونگ:بریم پیش اجوما آشپزی کنیم
ا.ت:بریم

ویو فردا صبح

تهیونگ:جونگ کوک به نظرت بیای قرار امروزم چی بپوشم
کوک:وایییی ما رو کشتی با این قرارت
تهیونگ:ااا راستي موقعی که من تو خونه نیستم کاری به کار ا.ت نداشته باشی ها
کوک:باشههههه
ا.ت:تهیونگ(داد)
تهیونگ:چیه(داد)
ا.ت:اون کتاب من کو(داد)
تهیونگ:من چه بدونم(داد)
ا.ت:آخرین بار تو اتاق تو خوندمش
تهیونگ:والا من نمیدونم
کوک:چه رابطه دوستانه ای
ا.ت:مسخره نکن
تهیونگ:راست میگه
ا.ت:راستي تهیونگ یه خوابگاه پیدا کردم
تهیونگ:کجاست؟
ا.ت:چند تا خیابون پایین تر از قصر

ادامه دارد......
شرط
لایک:۱۸

#بی_تی_اس #نامجون #جین #شوگا #یونگی #آگوست_دي #هوسوک #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #کیدراما
دیدگاه ها (۱۵)

خون شیرینpart:19تهیونگ:پس نزدیک هم ایم ا.ت:آرهتهیونگ:راستي م...

چند پارتیpart:1با بغض به منظره روبه روش نگاه می‌کرد.کلِ شهر ...

چند پارتی part:4سان و وویونگ سریع رفتن پیش دکترسان:حالش چطور...

خون شیرینpart:17ا.ت:ببخشید خانوم میشه اون لباس رو.......بورا...

khianat duroqin .. Part20و یه بوسه روی لپ کوک میزاره و کوک ه...

𝚙𝚊𝚛𝚝19ویو کوک ده دقیقه بود دم در وایستاده بودم دیدم در فرعی ...

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط