18+
18+
شب جمعه بوده،مرده گير ميده به زنش كه من شير ميخوام،زنشم ميگه نه،اما مرده گير داده بوده كه شير ميخوامو اين حرفا،خلاصه ديگه زنه راضى ميشه و ميره از سوپر ماركت يه شير كم چرب ميخره و مياره نفرى يه ليوان ميخورنو با خوشحالى ميخوابن،شير كلسيم داره و واسه پوكى استخونم خوبه،شمام انقدر دنبال پستاى خاك بر سرى نباش،اون +18 هم كه ديدى دماى هواى اونروز بوده
شب جمعه بوده،مرده گير ميده به زنش كه من شير ميخوام،زنشم ميگه نه،اما مرده گير داده بوده كه شير ميخوامو اين حرفا،خلاصه ديگه زنه راضى ميشه و ميره از سوپر ماركت يه شير كم چرب ميخره و مياره نفرى يه ليوان ميخورنو با خوشحالى ميخوابن،شير كلسيم داره و واسه پوكى استخونم خوبه،شمام انقدر دنبال پستاى خاك بر سرى نباش،اون +18 هم كه ديدى دماى هواى اونروز بوده
- ۴.۱k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط