{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنجره میوه ممنوعه بهشت

پنجره ، میوه ممنوعه ، بهشت

و سلامی به خدا خوب چه باشدیا زشت

گفتی ای یار کتابی به دلت چنگ زده

گرد زنگار ربوده ز دلی زنگ زده

گفتی ای یار صدای قدمی مستت کرد

فارغ از درس وکلام و همه ی هستت کرد

گفتی ای یار به یک پنجره دل ها بستی

سال ها گشته برایت همه ی این هستی

گفتی ای یار ز ره پله ای از جنس جنون

پا نهادن به لبش کرده دل ناز تو خون



گفتمت خاطر این خاطره ها خاطر ما را برده

پرده پنجره ها پاره ی دل پوشانده

گفتمت عشق همین است غم وغصه ورنج

آخرش هم نرسد دست من وتو بر گنج

هرچه گفتی و چه گفتم همه یک تفسیرند

عشق چون شعله کشد این همه بی تاثیرند
دیدگاه ها (۳)

🍃

🍃

هر چیزی باید به وقتش اتفاق بیفته ؛ حتی یه دلخوشی ساده...دیر ...

#شعر🍃ای یار ترین یار و نگارم ،  باز آ ..با گریه ی تلخ ، بی ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط