{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز دوباره به شهر تو آمدم،ساعت ها در خیابان هایش قدم زد

امروز دوباره به شهر تو آمدم،ساعت ها در خیابان هایش قدم زدم،نه به هوای دیدنت،نه،فقط برای اینکه شاید تو هم در این راه قدم زده باشی،به چشمهای تک تک مردم این شهر با حسرت نگاه کردم...
شاید آنها تو را جایی دیده باشند...
دیدگاه ها (۳)

شبتون اروممممممم

خاطره یعنی گذشته ، نگذشته !و برای مردن کافیست از ایوان یکی ا...

ﺗـــــــــــــــــﻮ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽﻛﻪ ﺭﻭﺯﮔـــــــــــــــــﺎﺭﺩﺭﯾـ...

ندارمت اما...دوست داشتنت را عاشقم...اینکه شبها با خیال خامی ...

آگهی برای جذب مدلینگ در خیابانبه یکی از این آگهی‌ها زنگ زده ...

⚫️📢 آگهی مدلینگ خیابان در دیوار!!به یکی از این آگهی‌ها زنگ ز...

آگهی برای جذب مدلینگ در خیابانبه یکی از این آگهی‌ها زنگ زده ...

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

پارت ۵ 🖤با جینا سوار ماشین شدیم. تهیونگ جلو نشست و من تمام م...

گاهی آدم‌ها وارد زندگی‌مون می‌شن، بدون اینکه حتی خودشون بدون...

دردسرهای بچه داری پارت۹

🏠 چرا خانه‌های سانفرانسیسکو کج به نظر می‌رسند؟! 😳🌉اگر عکس‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط