آدم اگر میتونست یکجور بره
آدم اگر میتونست یکجور بره
که هیچوقت
نتونه برگرده نگاه کنه پشت سرشو،
شاید خیلی جاها ول میکرد و میرفت!
آدم میترسه برگرده عقبِ سرشو نگاه کنه
و از چیزهایی که جا گذاشته وحشتش شه.
نگاه کنه به تیکه های خودش
که جامونده و وحشتش شه.
که بخواد با تمام توان برگرده به خودش و نتونه.
انگاری اون نتونستن میشینه توی زانوهات و
نمیذاره بری ....
اونی که آدم از دستش خلاصی نداره خودشه!
نه هیچ کسی
خاطره ای
مکانی
تعلقی
نه هیچی اندازه خودش ..........
که هیچوقت
نتونه برگرده نگاه کنه پشت سرشو،
شاید خیلی جاها ول میکرد و میرفت!
آدم میترسه برگرده عقبِ سرشو نگاه کنه
و از چیزهایی که جا گذاشته وحشتش شه.
نگاه کنه به تیکه های خودش
که جامونده و وحشتش شه.
که بخواد با تمام توان برگرده به خودش و نتونه.
انگاری اون نتونستن میشینه توی زانوهات و
نمیذاره بری ....
اونی که آدم از دستش خلاصی نداره خودشه!
نه هیچ کسی
خاطره ای
مکانی
تعلقی
نه هیچی اندازه خودش ..........
- ۷۶۱
- ۰۳ آبان ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط