i didnt cheat
i didn't cheat 🍀
#i_didnt_cheat
𝑷𝑨𝑹𝑻 10
Last part ✨
ویو ات:
داگو اومد
✓بهتری؟ =اره ولی انگار نصف حافظمو یادم نیست
✓چیزی نیست عوارض داروهاست، تو خیلی قوی
چند روز گذشت و من همه چیزو به یاد آوردم و حتی خیانت یونگی. اون برام همه چیزو توضیح داد. از کنارم
جنب نمیخورد .
روز اخر:
٪ روز ترخیصه! ات کوچولو قراره برگرده خونهههه.
=شبیه یه گربه شدی که بهش کنسرو دادن
٪(اخم) =الانم شبیه پیشی هستی که از غذاش محرومه ٪(اخم ساختگی) من پیشی نیستم شاید برای تو.... فقط تو.
ویو یونگی:
محکم بغلش کردم... ٪ ات تو فرشته نجاتمی. من از خدا ممنونم که یه فرصت دیگه بهم داد تا تورو تو زندگیم داشته باشم.من به دکتر داگو و خودم قول دادم که تا ابد از تو مثل دارایی ارزشمند محافظت کنم.
دلم برای خوابیدن و صبح بیدار شدن در کنارت، خوش گذرونی و حتی دعوا باهات تنگ شده
=یونگی... من عاشقتم وقتی دیدم اون روز اکانیو بوسیدت حس کردم از درون نابود شدم...
٪ بسه دیگه درباره اون هر*زه صحبت نکن.
الانم برو تو ماشین تا من کارای ترخیصو انجام بدم.
ویو ات:
رفتم تو ماشین و منتظر موندم یونگی بی صدا اومد و نشست تو ماشین... یهو منو جلو کشید و سرشو تو گردنم فرو کرد.
٪ ات... خیلی دوست دارم....
میتونستم بغض صداشو حس کنم انگشتامو توی موهای خوش بو و ابریشمیش فرو بردم، نوازشش کردم و حرفی نزدم.
٪ ات... هیچوقت ترکم نکن... تو تو بدترین شرایط حتی ورشکستگی شرکتم باهام بودی اون شرکت با امید تو زندست، تو قوت قلب منی.... لطفا ترکم نکن تا زمانی که مرگ مارو از هم جدا کنه...
=یونگی... من بهت قول میدم...
بوسه های کوچیکی روی شقیقه اش میذاشتم...
حالا بیا بریم...
٪ قبل رفتن راستی
=هوم؟
٪ دیروز داشتم با خورشید حرف میزدم
=خورشید؟
٪ اره، اون از ماه میگفت و من از تو
= این زبونو نداشتی چیکار میکردی؟
٪ با لمسام دیوونت میکردم
= (خنده) بریم حالا پیشی
منو یونگی تا شب تقریبا همه ی مکان هایی که قبلا خاطره داشتیم رفتیم و خاطره هارو بازسازی کردیم
رسیدیم خونه. دلم برای خونمون تنگ شده بود. لباسامو عوض کردمو رفتم تو تخت یونگی طبق معمول خودشو تو سینم فشرد و هرازگاهی با دستش فشار میداد واقعا علاقه ی مردا به این کارو نمیفهمم.
٪ خسته ای؟ =اره
٪ولی من هنوز دلتنگتم، داگ*ی استایل پرنسس
=حتما ددی...
✨ پایان✨
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خبببب اینم ده پارتی
امیدوارم لذت برده باشید 🎀
حمایت یادتون نره.
فیک بعدی از کی باشه؟؟
.
.
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#ته_ته
#i_didnt_cheat
𝑷𝑨𝑹𝑻 10
Last part ✨
ویو ات:
داگو اومد
✓بهتری؟ =اره ولی انگار نصف حافظمو یادم نیست
✓چیزی نیست عوارض داروهاست، تو خیلی قوی
چند روز گذشت و من همه چیزو به یاد آوردم و حتی خیانت یونگی. اون برام همه چیزو توضیح داد. از کنارم
جنب نمیخورد .
روز اخر:
٪ روز ترخیصه! ات کوچولو قراره برگرده خونهههه.
=شبیه یه گربه شدی که بهش کنسرو دادن
٪(اخم) =الانم شبیه پیشی هستی که از غذاش محرومه ٪(اخم ساختگی) من پیشی نیستم شاید برای تو.... فقط تو.
ویو یونگی:
محکم بغلش کردم... ٪ ات تو فرشته نجاتمی. من از خدا ممنونم که یه فرصت دیگه بهم داد تا تورو تو زندگیم داشته باشم.من به دکتر داگو و خودم قول دادم که تا ابد از تو مثل دارایی ارزشمند محافظت کنم.
دلم برای خوابیدن و صبح بیدار شدن در کنارت، خوش گذرونی و حتی دعوا باهات تنگ شده
=یونگی... من عاشقتم وقتی دیدم اون روز اکانیو بوسیدت حس کردم از درون نابود شدم...
٪ بسه دیگه درباره اون هر*زه صحبت نکن.
الانم برو تو ماشین تا من کارای ترخیصو انجام بدم.
ویو ات:
رفتم تو ماشین و منتظر موندم یونگی بی صدا اومد و نشست تو ماشین... یهو منو جلو کشید و سرشو تو گردنم فرو کرد.
٪ ات... خیلی دوست دارم....
میتونستم بغض صداشو حس کنم انگشتامو توی موهای خوش بو و ابریشمیش فرو بردم، نوازشش کردم و حرفی نزدم.
٪ ات... هیچوقت ترکم نکن... تو تو بدترین شرایط حتی ورشکستگی شرکتم باهام بودی اون شرکت با امید تو زندست، تو قوت قلب منی.... لطفا ترکم نکن تا زمانی که مرگ مارو از هم جدا کنه...
=یونگی... من بهت قول میدم...
بوسه های کوچیکی روی شقیقه اش میذاشتم...
حالا بیا بریم...
٪ قبل رفتن راستی
=هوم؟
٪ دیروز داشتم با خورشید حرف میزدم
=خورشید؟
٪ اره، اون از ماه میگفت و من از تو
= این زبونو نداشتی چیکار میکردی؟
٪ با لمسام دیوونت میکردم
= (خنده) بریم حالا پیشی
منو یونگی تا شب تقریبا همه ی مکان هایی که قبلا خاطره داشتیم رفتیم و خاطره هارو بازسازی کردیم
رسیدیم خونه. دلم برای خونمون تنگ شده بود. لباسامو عوض کردمو رفتم تو تخت یونگی طبق معمول خودشو تو سینم فشرد و هرازگاهی با دستش فشار میداد واقعا علاقه ی مردا به این کارو نمیفهمم.
٪ خسته ای؟ =اره
٪ولی من هنوز دلتنگتم، داگ*ی استایل پرنسس
=حتما ددی...
✨ پایان✨
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خبببب اینم ده پارتی
امیدوارم لذت برده باشید 🎀
حمایت یادتون نره.
فیک بعدی از کی باشه؟؟
.
.
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#ته_ته
- ۴.۵k
- ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط