{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من بر خویش تَنیدِه‌ام

من بر خویش تَنیدِه‌ام
اَبریشَمین مَحبسی از شعر، به نامِ تو
بشتاب
بیاب مرا
وادارَم کُن به پروانه شدن
به سوختن
وادارَم کُن به عشق
به زیباتر شدن
حال که مرا از تو گُریزی نیست،
وادار کُن مرا
به از تو گفتن
که در دهان دارم
حرفِ دلِ تمامِ پروانه‌‌ها را!
دیدگاه ها (۱)

این تواین هم چشمان من.....که می شود ناگفته ی لب های من...!حا...

نه طبق مُد دوستت دارم نه به حکم سنت !همه چیز بنا بر فطرت است...

کاافیست صدایم کنیفرقی نمی کندبا صدایت با چشمهایتبا دستهایتبا...

دلت که گرفته باشد....تازه آغاز ماجراست.....قدم به قدم خاطرات...

چقدر با ترانه موافقی؟زنده ی بی زندگیم نفس نمیکشم دگرحال مرا ...

نمی داند دل تنها، میان جمع هم تنهاستمرا افکنده در تُنگی، که ...

🌱🍒*اگر  آرام  شد  حالت !! میان شعر پر دردمبدان من بین اشعارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط