{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیچاره پشمک گربه ناز نازی حاج عبدالله

بیچاره پشمک گربه ناز نازی حاج عبدالله
پشت پنجره ایستاده بود از باران می‌گفت
دلش در شمال
تنش در شیراز
بود مغزش زیر معشوقه اش
حال میدانم درد اسارت چه عقده هایی در دانه دانه خواهشش بافته بود
#اشک_اهنگ

مجلس یاران بی ناله سعدی خوش نیست
شمع می‌گرید و نظارگیان می‌خندند
#عاشقانه
دیدگاه ها (۳)

یادم نمی آیدچیزی از تو خواسته باشم !دوباره صدایم کن تا نباشم...

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا به خال هندویش بخشم دین و ...

دل شوریده افسرده قصه ام ناتمامشد مُشتی افسوس حالِ این ایام م...

قلب سرد کوچکم !این تویی و خزان همان منظره ی خواستنی اتبرگهای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط