{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر تقدیر تن دادن به فرمان زلیخا بود

اگر تقدیر تن دادن به فرمان زلیخا بود
همان بهتر که دست گرگ می دیدم تن خود را

میلاد_حبیبی
دیدگاه ها (۷)

عشق ما را پی کاری به جهان آورده استادب این است که مشغول تماش...

همه از عشق نوشتند و گرفتار شدندغیر دیوانه که در روی زمین عاق...

هوای روی تو دارم ، نمی گذارندممگر به کوی تو این ابرها ببارند...

آن دوست که من دارم وان یار که من دانمشیرین دهنی دارد دور از ...

.بزرگ ترین آرامش زمانی آغاز می‌شود که عقل از جنگ با تقدیر دس...

وقتی خبر تقدیر پزشکیان از همتی را دیدم با خودم گفتم در دولتی...

و دیدم گاهی آغوش میان تن ها نیست ، گاهی میان چشم ها اتفاق می...

🎥 خلاقیت قابل تقدیر و ارزشمند یک آموزگار پایه اول✍اگر رقص یک...

#داستانک‹‹ حلاج گرگ بودم! ››حلاجی از شهر برای کار حلاجی به د...

بایلو

ناموسا اگه امکان اینو داشته باشی که از بچگی و نوزادی یه توله...

جوری که گوش به فرمان دست بنگ چانن🔥🔥🔥🤜🏻عکس های منتشر شده از چ...

خداوند هیچگاه شمارادست خالی رها نمیکند...اوبرای هرآنچه که از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط