{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو ایستگاه اتوبوس بودم کنار یه دختره

تو ایستگاه اتوبوس بودم کنار یه دختره

بهش گفتم ببخشید خانوم

گفت : درد و ببخشید زهر مار و ببخشید :|

آدم نباید ازدست شما پسرا آرامش داشته باشه

منم هیچی نگفتم وقتی بلند شد بره با مغز اومد تو زمین :|

خدا شاهده می خواستم بگم بند کفشت بازه

به سلامتی دخترا
دیدگاه ها (۶)

غفلت کردم، لحظه ای دلم جایی گیر کرد و تمام زندگی ام نخ کش شد...

.ســـــلامتـــــے روزے ڪه ...دوتایـی داریـمخودموڹ رو تو آئین...

کــآش فقـــط بودیوقتی بغـــض میکردمبغلــــم میکردی و میگفتیب...

بعضی وقتها سکوت میکنی چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرف بزنی...

بارون تازه بند اومده بود ... خیابون خیس بود و نور چراغای زرد...

ایدل من ۶ پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط