چه روزگارتلخ و سیاهینان نیروی شگفت رسالت رامغلوب کرده بودپیامبران از وعده گاه های الهی گریختندمردم گلوی یکدیگر را با کارد میبریدندو درمیان بستری از خونبادختران نابالغ هم خوابه می شدندخورشید مرده بود. . .فروغ فرخزاد