{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آقا بیا که بی تو پریشان شدن بس است

آقا بیا که بی تو پریشان شدن بس است
از دوری تو پاره گریبان شدن بس است؛

موی سپید و بخت سیاه مرا ببین
دیگر بیا که بی سر و سامان شدن بس است؛

سر گرم زندگی شدنم را نگاه کن
بر سفره های غیر تو مهمان شدن بس است؛

دست مرا بگیر که عبدی فراری ام
دست مرا بگیر، گریزان شدن بس است..
اللّهم عجّلْ لِوَلیّک الْفَرَج

@ASHEGHAN313
دیدگاه ها (۲)

یا امیرالمومنین حیدرنکته ای کوتاه اما با دلیل و مستتد . . .ه...

یاحسن جاننیستــــ بر لوحِ دلم جـــز الفـــِ قامتـــِ دوستـــ...

یا زینب کبریهرچه زدند شوکتِ من کم نشد حسیندر مجلس یزید، سرم ...

جان حسینشاعر شدنم دست خودم نیست به وللههر جمله که با اسم تو ...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط