ارزو پارت
ارزو پارت ۱۳
ا.ت مسخره بازی در میآورد
_ هوی هان جیسونگ مگه نگفتم منو نیار بیرون (حالت کیوت)
+ ا.ت بیا بریم لطفا
_ نمیخوام نباید این کار رو میکردی از متنفرم (داد و کیوت بازی)
+(خنده) ا.ت باشه ببخش...
ا.ت اومد و هان رو بوسید
ولی از کارش با خبر شد و سریع کنار کشید
_ ب..ببخشید
+(نیشخند)
ا.ت رفت سریع سوار ماشین شه
هان اومد ماشین رو روشن کرد و داشتن میرفتن
ا.ت یکم هوشیار تر شده بود
+ ا.ت اون کار واگعی بود یا نه؟؟
_ م..من مست بودم میفهمی .
+ باوشه
کم کم داشتن به خونه ا.ت میرسیدن
که رسیدن
ا.ت تشکر کرد و اومد پیاده شه ولی یکی دستاشو گرف اون هان بود
ا.ت رو طرف خودش کشید و بعد ازا.ت رو بوسید (مث کیدراما تصور کنین یه آهنگ روش بزارین🔪🔪)
+ بابت امروز ممنونم
ا.ت نگاه نکرد بهش و بدو بدو رفت توی
در رو بست و و نشست پشت در
+ هان یه خنده ای زد و رفت توی ماشین
+ راستی ا.ت فردا دوباره میبینمت
.
.
ا.ت رفت توی خونه و هی دست میزد به لبش
_ هوففف خدایا چرا این کار رو کردم(کیوت)
_ فردا هم میخواد دوباره من رو ببینه
داشت لباساشو عوض میکرد که براش پیامک اومد
+ امشب زود بخواب چون سر صبح میام اونجا(حالا من میام گوشیمو بر میدارم با خوشحالی میبینم ایرانسل منه😐)
_ عایششس چه گیری کردم(کیوت)
ا.ت لباس خوابشو پوشید و رفت به خوابه
(فردا ساعت ۸ صبح)
(صدای زنگ در )
باز کیه ( حالت خواب آلودگی)
در رو باز کردم دیدم هان عه
+ سلام ا.ت
_ بگو چیکار داری (خمیازه). میخوام بخوابم
هان اومد تو خونه
_ هوش کجا مگه خونه توعه ؟!
هان ا.ت رو گرفت
+ از این به بعد خونه منم هست
_ چی شده؟؟,
+ همین که شنیدی
_ عایششش
۰نشستن روی مبل
_ خب بگو چیکار داری خوابم میاد
+ امروز تا آخر اینجام
_ همین مونده برو خوابم میاد(کیوت)
+. پس با هم بخوابیم؟
_ ا.ت خمیازش نصفه موند
_ برو بیرون بدو برو بیرون
+ یااااااا
هان د.ت رو بلند کرد برد توی اتاق روی تخت و روش خیمه زد
+ میخوام روزتو هیجانی کنم لیدی
_ ا.ت اومد هان رو پس بزنه ولی نتونست
+ ایندفعه دیگه نمیزارم
_ برو اون طرف !
هان شروع کرد به بوسیدن ا.ت
+ میخوام امروز تو رو عاشق خودم کنم
و به کارش ادامه داد(😐🙂🔪🔪🔪)
ا.ت بالاخره هان رو هل داد
_ یاااا دله من این طوری به دست نمیاد
+ پس چطوری؟؟
ا.ت هان رو کشید طرف خودش
و بوسیدش
_ بهدا بهت میگم
ا.ت اومد بلند شه ولی هان دوباره گرفتش
+ خودت شروع کردی
_ یااا یاا یااااا
هان کامل روی ا.ت خیمه زد و محکم میبوسیدش
(هوی هوی تو چرا تحریک میشی🙂😐🔪🔪)
ا.ت دید که دیگه راهی نیست 😔 همکاری کرد
هان تعجب کرد ولی بازم ادامه میداد
کار داشت به جاهای باریک تر کشیده میشد🙂🔪
هان یکی از دکمه های لباسش باز بود
و ا.ت بغیش رو باز کرد (هعی😔🔪)
ادامه را در پارت بعد میزارم اون خیلی خوبههههه🤤 ایشالا شب میزارم
ا.ت مسخره بازی در میآورد
_ هوی هان جیسونگ مگه نگفتم منو نیار بیرون (حالت کیوت)
+ ا.ت بیا بریم لطفا
_ نمیخوام نباید این کار رو میکردی از متنفرم (داد و کیوت بازی)
+(خنده) ا.ت باشه ببخش...
ا.ت اومد و هان رو بوسید
ولی از کارش با خبر شد و سریع کنار کشید
_ ب..ببخشید
+(نیشخند)
ا.ت رفت سریع سوار ماشین شه
هان اومد ماشین رو روشن کرد و داشتن میرفتن
ا.ت یکم هوشیار تر شده بود
+ ا.ت اون کار واگعی بود یا نه؟؟
_ م..من مست بودم میفهمی .
+ باوشه
کم کم داشتن به خونه ا.ت میرسیدن
که رسیدن
ا.ت تشکر کرد و اومد پیاده شه ولی یکی دستاشو گرف اون هان بود
ا.ت رو طرف خودش کشید و بعد ازا.ت رو بوسید (مث کیدراما تصور کنین یه آهنگ روش بزارین🔪🔪)
+ بابت امروز ممنونم
ا.ت نگاه نکرد بهش و بدو بدو رفت توی
در رو بست و و نشست پشت در
+ هان یه خنده ای زد و رفت توی ماشین
+ راستی ا.ت فردا دوباره میبینمت
.
.
ا.ت رفت توی خونه و هی دست میزد به لبش
_ هوففف خدایا چرا این کار رو کردم(کیوت)
_ فردا هم میخواد دوباره من رو ببینه
داشت لباساشو عوض میکرد که براش پیامک اومد
+ امشب زود بخواب چون سر صبح میام اونجا(حالا من میام گوشیمو بر میدارم با خوشحالی میبینم ایرانسل منه😐)
_ عایششس چه گیری کردم(کیوت)
ا.ت لباس خوابشو پوشید و رفت به خوابه
(فردا ساعت ۸ صبح)
(صدای زنگ در )
باز کیه ( حالت خواب آلودگی)
در رو باز کردم دیدم هان عه
+ سلام ا.ت
_ بگو چیکار داری (خمیازه). میخوام بخوابم
هان اومد تو خونه
_ هوش کجا مگه خونه توعه ؟!
هان ا.ت رو گرفت
+ از این به بعد خونه منم هست
_ چی شده؟؟,
+ همین که شنیدی
_ عایششش
۰نشستن روی مبل
_ خب بگو چیکار داری خوابم میاد
+ امروز تا آخر اینجام
_ همین مونده برو خوابم میاد(کیوت)
+. پس با هم بخوابیم؟
_ ا.ت خمیازش نصفه موند
_ برو بیرون بدو برو بیرون
+ یااااااا
هان د.ت رو بلند کرد برد توی اتاق روی تخت و روش خیمه زد
+ میخوام روزتو هیجانی کنم لیدی
_ ا.ت اومد هان رو پس بزنه ولی نتونست
+ ایندفعه دیگه نمیزارم
_ برو اون طرف !
هان شروع کرد به بوسیدن ا.ت
+ میخوام امروز تو رو عاشق خودم کنم
و به کارش ادامه داد(😐🙂🔪🔪🔪)
ا.ت بالاخره هان رو هل داد
_ یاااا دله من این طوری به دست نمیاد
+ پس چطوری؟؟
ا.ت هان رو کشید طرف خودش
و بوسیدش
_ بهدا بهت میگم
ا.ت اومد بلند شه ولی هان دوباره گرفتش
+ خودت شروع کردی
_ یااا یاا یااااا
هان کامل روی ا.ت خیمه زد و محکم میبوسیدش
(هوی هوی تو چرا تحریک میشی🙂😐🔪🔪)
ا.ت دید که دیگه راهی نیست 😔 همکاری کرد
هان تعجب کرد ولی بازم ادامه میداد
کار داشت به جاهای باریک تر کشیده میشد🙂🔪
هان یکی از دکمه های لباسش باز بود
و ا.ت بغیش رو باز کرد (هعی😔🔪)
ادامه را در پارت بعد میزارم اون خیلی خوبههههه🤤 ایشالا شب میزارم
- ۱.۷k
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط