p14
#درخواستی
#شاهزاده_خشن_من
ات: رئیس خواهش میکنم یک لحظه فقط
رئیس: نه شما اخراج شدی
ات: خواهش میکنم به خاطر سالهایی که اینجا کار کردم
رئیس:....... حیف که تو جزو کارمندای خوبم بودی... برو
ات: ممنونمممممم
(داخل اتاقش)
ات: ته این رو بخور بدو خیلی خطرناک باید سریع خوبت کنم
ته: تو چی؟ توهم از همون غذا خوردی
ات: اول باید تورو خوب کنم
ته: نه اول خودت رو خوب کن
ات: ته وقت نداریم.
ته: چون وقت نداریم دارم میگم
ات: من دنیای بدون تو به دردم نمیخوره پس لج نکن این رو بخور
ته: باشه
ات: حالا برو سرویس و اونجا بالابیار تا سم خارج شه (بچه ها دارم همچی رو از خودم در میارم 😂)
ته:(حالش بد شد بخاطر داروئه و 🤢)
ات: چیزی نیست (بیحال) دیگه خوب شدی (داره غش میکنه)
ته: تو قرار بود حال خودتم خوب کنی بدو دیگه(نگران)
ات: تو... تو بایـ..........(سرفه های خونی)
ته: ات ات صدامو میشنوی؟(نگران)
ات: (سر تکون میده)
ته: همینجا باشـــــ... پرستارررر(میدوئه و همچی رو میگه)
تا زمانی که پرستار بیاد ات غش میکنه و نفسش به سختی میاد
پرستار: سریع دکتر رو خبر کنینننن.... خانوم خانوم صدام رو میشنوید......
دکتر: بدویید ببریم معدشو شست و شو بدیممم
ات رو بردن و ته تو شک بود که چی شد و تو اون 5 ساعتی که ات رو برده بودن فقط گریه میکرد که دکتر اومد
ته: چیشد حالش خوبه؟
دکتر: بله و الاناست که بهوش بیاد شانس اوردید که زود درمان شد
ته: ممنونم ازتون
و رفت پیش ات که دید رو تخت نشسته و بهوش اومده
ته: اتـــــــ....
ات: خوبی بهتری چیزیت نشده که هووووف قبل از اینکه ببرنم کلی ترسیدم که چیزیت نشه (نگران)
ته: دختر توداشتی میمردی نمیدونی من بدون تو چیکار میکردم؟
#شاهزاده_خشن_من
ات: رئیس خواهش میکنم یک لحظه فقط
رئیس: نه شما اخراج شدی
ات: خواهش میکنم به خاطر سالهایی که اینجا کار کردم
رئیس:....... حیف که تو جزو کارمندای خوبم بودی... برو
ات: ممنونمممممم
(داخل اتاقش)
ات: ته این رو بخور بدو خیلی خطرناک باید سریع خوبت کنم
ته: تو چی؟ توهم از همون غذا خوردی
ات: اول باید تورو خوب کنم
ته: نه اول خودت رو خوب کن
ات: ته وقت نداریم.
ته: چون وقت نداریم دارم میگم
ات: من دنیای بدون تو به دردم نمیخوره پس لج نکن این رو بخور
ته: باشه
ات: حالا برو سرویس و اونجا بالابیار تا سم خارج شه (بچه ها دارم همچی رو از خودم در میارم 😂)
ته:(حالش بد شد بخاطر داروئه و 🤢)
ات: چیزی نیست (بیحال) دیگه خوب شدی (داره غش میکنه)
ته: تو قرار بود حال خودتم خوب کنی بدو دیگه(نگران)
ات: تو... تو بایـ..........(سرفه های خونی)
ته: ات ات صدامو میشنوی؟(نگران)
ات: (سر تکون میده)
ته: همینجا باشـــــ... پرستارررر(میدوئه و همچی رو میگه)
تا زمانی که پرستار بیاد ات غش میکنه و نفسش به سختی میاد
پرستار: سریع دکتر رو خبر کنینننن.... خانوم خانوم صدام رو میشنوید......
دکتر: بدویید ببریم معدشو شست و شو بدیممم
ات رو بردن و ته تو شک بود که چی شد و تو اون 5 ساعتی که ات رو برده بودن فقط گریه میکرد که دکتر اومد
ته: چیشد حالش خوبه؟
دکتر: بله و الاناست که بهوش بیاد شانس اوردید که زود درمان شد
ته: ممنونم ازتون
و رفت پیش ات که دید رو تخت نشسته و بهوش اومده
ته: اتـــــــ....
ات: خوبی بهتری چیزیت نشده که هووووف قبل از اینکه ببرنم کلی ترسیدم که چیزیت نشه (نگران)
ته: دختر توداشتی میمردی نمیدونی من بدون تو چیکار میکردم؟
- ۱۱.۷k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط