بی‌ تو در خلوت خود شب‌ همه‌ شب بیدارم

بی‌ تو در خلوت خود شب‌ همه‌ شب بیدارم
آه ای خفته که من چشم به راهت دارم

خانه ‌ام ابری و چشمان تو همچون خورشید
چه کنم؟ دست خودم نیست اگر میبارم

کم برای من از این پنجره ‌ها حرف بزن
من بدون تو از این پنجره‌ ها بیزارم

این که شیرین شده غم‌خوردن من نیست عجیب
که از اندوهِ نگاهی عسلی سرشارم

جان من هدیه‌ ی ناچیزی‌ ست تقدیم شما
گرچه در شأن شما نیست همین را دارم

کاش میشد که در این خانه شبی از شب ‌ها
دست در دست تو ای خوب‌ترین! بگذارم

من که تا عشق تو باقی ‌ست زمین‌ گیر توام
لااقل لطف کن از روی زمین بردارم
دیدگاه ها (۰)

پدرم نیست ...

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

عاشقانه های شبنم

جاده بی راهه

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

آخرین بازمانده از عشق

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط