{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راستی را که به دورانی سخت ظلمانی

راستی را که به دورانی سخت ظلمانی
عمر می گذرانیم
کلمات بی گناه
نابخردانه می نماید
پیشانی صاف
نشان بیعاری ست
آن که می خندد
هنوز خبر هولناک را نشنیده است
چه دورانی!
که سخن از درختان گفتن
کم و بیش
جنایتی ست.
چرا که از این گونه سخن پرداختن
در برابر وحشت های بی شمار
خموشی گزیدن است!
نیک آگاهیم
که نفرت داشتن از فرومایه گی حتا
رخساره ی ما را زشت می کند
نیک آگاهیم
که خشم گرفتن
بر بیدادگری حتا
صدای ما را خشن می کند.

دریغا!
ما که زمین را آماده ی مهربانی میخواستیم
خود
مهربان شدن
نتوانستیم!
چون عصر فرزانگی فراز آید
و آدمی
آدمی را یاور شود
از ما ای شمایان
با گذشت یاد آرید!
______________________
برتولت برشت
ترجمه ی "احمد شاملو"
دیدگاه ها (۲)

.لبخند را تو بیاور شعر تازه را من دم میکنم در فنجان حس زندگی...

دوست داشتن، از عشق، برتر است. عشق، یک جوششِ کور است، و پیوند...

ماشین ات که جوش می آورد ..؛حرکت نمی کنی.. کنار زده و می ایست...

ﺁﺧﺮ ﻓﮑﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﺏﺑﯿﻨﺪﺍﺯﺩ. ﻭ ﺁﻧﻮﻗﺖ ﺍﺯ ﺩﻭ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط