{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرفی نزن چیزی نگو باید برایم گریه کرد

حرفی نزن چیزی نگو باید برایم گریه کرد
باید برای مردن افسانه هایم گریه کرد

ثابت نشد من مجرمم یا چشمهای وحشی ات
قاضی برای دادن حکم خطایم گریه کرد

دکتر نشسته پشت میز و نسخه را خط میزند
او هم که عاشق بوده از بهر شفایم گریه کرد

مادر که میداند دلم عمری خرابت میشود
دیشب به جای خواندن قران به جایم گریه کرد

گفتم فراموشش کنم اما پدر ناباور و...
وقتی که میگفتم به تو بی اعتنایم گریه کرد

حرفی برای آسمان گفتم که طوفانی نشد
اما برای مدتی از ناسزایم گریه کرد

گفتم به خود حرفی نزن باید تماشایش کنم
عکسش به آغوشم کشید و پابه پایم گریه کرد
دیدگاه ها (۱)

لباس هایم که تنگ می شدمی بخشیدم به این و آنولی دل تنگم را ، ...

*لایک نمیخام فقط بخونید*هیس...حرفی نزن...من حرف میزنم تو گوش...

چند وقتیست همه دلگیرند از مندلیل می خواهند...مدرک می خواهند ...

خداوندا ابر کوچیکی در گلویم است که خیال بارش ندارد میش...

پارت دوم‌🔥

+why me? -I shouldn't fall in love with you p.81(از زبون جون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط