{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رقصِ دَست هایت بـه سَمـتِ ـه مَـن ؛

رقصِ دَست هایت بـه سَمـتِ ـه مَـن ؛

سَرابی بـود کِ مَن یک عُمر آواره ـاش بودم ...
دیدگاه ها (۱)

یِ‌ جورِ ـه بَدی ؛خوبَ ـم ...

میکنی چشم ـات ـُو خیس ؛برایِ کسی کِ هیچ وقت نبودِه و نیس ...

دیـشب ِ خستگی‌ ـام را ای کـاش ؛صُبح ِ زود ِ لَبِ تـو ...

گـرچه از دوریِ این فاصلِه ـها مأیوسم امّـا ؛ از همین فاصلِه ...

زائری بارانی ام، آقـا بـه دادم مـی رسی؟بی پناهم، خسته ام، تن...

خسته نباشی سرنوشت ...!!روزها یکی پس از دیگری به پایان می‌رسن...

رمان غریبه کوچولو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط