{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرن ما شاعر اگر داشت، هوا بهتر بود

قرن ما شاعر اگر داشت، هوا بهتر بود

خار هم کمتر نبود از گل، بسا گل تر بود

قرن ما شاعر اگر داشت که کبوتر با کبوتر باز با باز، نبود شعار پرواز

وای بر ما که تصور کردیم عشق را باید کشت

در چنین قرنی که دانش حاکم است

عشق را از صحنه دور انداختن دیوانگی است، درماندگی است، شرمندگی است

قرن، قرن آتش نیست

قرن یک هوای تازه است

فکرها را شست و شویی لازم است

گم شدیم گر در میان خویشتن، جست و جویی لازم است

نازنین ها از سیاهی تا سفیدی را سفر باید کنیم
دیدگاه ها (۵)

یاد سهراب بخیر....... آنکه تا لحظه ی خاموشی گفت: تو مرا یاد...

یه زن ... جوری عاشقت میشه که حس میکنی هیچوقت از پیشت نمیره...

دنیایت را از تو نمی گیرم دنیایم را از من نگیر تو را همانطو...

زرنگی زیبا دختر روستایی روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط