مترسک گفت گندم تو گواه باش

مترسک گفت : گندم ، تو گواه باش .

که مرابرای ترساندن آفریدند اما من عاشق پرنده ای شدم که از ترس من از گرسنگی مرد .
دیدگاه ها (۲)

تو دوست داشتنی هستی اگر ...دردهایت ، تو را از دیدن درد های د...

سادگی ام رایک رنگی ام رابه پای حماقتم نگذار . انتخاب کرده ام...

نام : کوروشنام پدر : کمبوجیه اولنام مادر : ماندانادودمان : ه...

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغ  ها می کند ، پرهایش سفید ...

ای تو ،

خودشناسی و خداشناسی ـ ۱ترسِ اشتباهبهرام:از خدایی ترسیدمکه تو...

جوان مرد و خوش خوی و بخشنده باشچو حق بر تو باشد تو بر خلق (ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط