حرمت چشم ترم آهسته آهسته شکست

حرمت چشم ترم آهسته آهسته شکست/
قدر دل را دلبرم آهسته آهسته شکست/
بس که از دست زمانه تازیانه خورده ام/
در دل شب پیکرم آهسته آهسته شکست/
آرزوها داشتم تا در هوایت پرزنم/
از قضا بال وپرم آهسته آهسته شکست/
راه را کج رفته بودم سالیانی بی بلد/
عاقبت دیدم سرم آهسته آهسته شکست...
دیدگاه ها (۱)

آدم خوبــــــــــی باشولیوقتت روبرای اثباتش به دیگرانتلف نکن...

عشـــــق مثل آب میـــمونہ کہ میتونــے توے دســــتت قایــــمش...

بر نگردخاطراتت را سوزانده امدیگر اثری از تو در دلم نمیبینمجو...

وَقتے ﺍَز ﮐِﺴـے ﮐِ دوســـش دارے ↺ ↻ ﻧَه اس میـــاد ↺ ↻ ﻧَه...

░⃟‌‌‎‎‌قطره قطره اشکهایم میچکد بر دفترمیاد بادا ... ان نگار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط