{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من آشنای کویرم، تو اهلِ بارانی

من آشنای کویرم، تو اهلِ بارانی
چه کرده‌ام که مرا از خودت نمی‌دانی؟

مرا نگاه! که چشم از تو بر نمی‌دارم
تو را نگاه! که از دیدنم گریزانی

من از غم تو غزل می‌سرایم و آن را
تو عاشقانه به گوشِ رقیب می‌خوانی

هزار باغِ گل از دامن تو می‌روید
به هر کجا بروی باز در گلستانی

قیاسِ یک به یکِ شهر با تو آسان نیست
که بهتر از همگان است؟ بهتر از آنی
دیدگاه ها (۱)

از بندهای شعرقیدها را بردارنمی بینی ؟دارم عاشق می شومعشق که ...

نه گناهِ توستنه من مقصرماگر شعر دیگر شعر نیستاگر نمیشود واژه...

ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻣﻴﮕﺬﺭﻡ ،ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﮔﻨﺪﻩ ﺗﺮ ﻣﻲ ﻛﻨﻢ . . .ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺴﺘ...

گاهی هیچ کس را نداشته باشیبهتر استباور کن داشتن بعضی ها تنها...

🌱🍒من آشنای کویرم، تو اهلِ بارانیچه کرده‌ام که مرا از خودت نم...

🌱🍒دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌...

در این دنیای وا نفسا تو از حالم چه  می دانیبه دل داغی گران د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط