معلم یه روستا بودم موضوع انشارو در مورد (سرما) گفتم.

معلم یه روستا بودم موضوع انشارو در مورد (سرما) گفتم.
یکی از بچه ها اومد انشاشو خوند: بعضی روزها انقدر سرما زیاد است که حتی سگ هم از خانه ی خود بیرون نمی آید اما معلم ما به مدرسه می آید!!!!!




من 😳
بچه ها 😐
سگای محل😐
سرمای زمستون😐
😄 😜 😄 😄
دیدگاه ها (۷)

معلم یه روستا بودم موضوع انشارو در مورد (سرما) گفتم. یکی از...

معلم یه روستا بودم موضوع انشارو در مورد (سرما) گفتم. یکی از...

معلم یه روستا بودم موضوع انشارو در مورد (سرما) گفتم. یکی از...

معلم یه روستا بودم موضوع انشارو در مورد (سرما) گفتم. یکی از...

😂 محــفــل شــاد 😂 :معلم یه روستا بودمموضوع انشارو در مورد ...

یارو میره تعلیم رانندگیوقتی بر میگرده بهش میگن........فضای ت...

همکارمون تعریف میکرد سالها معلم یه روستا بودم یکبار که به بچ...

همکارمون تعریف میکرد سالها معلم یه روستا بودم یکبار که به بچ...

یکی از معلما تعریف میکرد: سالها معلم یه روستا بودم یکبار که ...

یکی تعريف ميکرد سالها معلم يه روستا بودم يکبار که به بچه ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط