{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به قصه ای که به مغزم چپانده ای برگرد

به قصه ای که به مغزم چپانده ای برگرد
به هرچه بودی و هستی و مانده ای برگرد
به روزهای خوشی مان به استرس هامان
-که کار را به مشاور کشانده ای-برگرد
تمام من به تو تقدیم شد بدون رسید
تمام من تو که من را چلانده ای, برگرد
من از حضور تو در گلّه سخت بیزارم
بس است این همه بز را چرانده ای, برگرد
و شعر های خودم در صف نگاه شماست
تویی که این همه از من نخوانده ای,برگرد
تویی که از فوران عمیق عطر خودت
فقط دو پیس به قلبم چکانده ای برگرد
دیدگاه ها (۶)

مـن شیفته ی کبـابِ مرغابـی هااو عاشقِ حیوان بخصوص آبی هامن ر...

من پریشان تر از آنم که تو می پنداری شده آیا ته یک شعر ترک بر...

ابر ِ بغضم از نگاهت باز ، باران می شود خانه ی آمالم از ، قهر...

یار من رفت و نگاهی به دل پاره نکرد بی وفا دردودلی با من بیچا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط