{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه می‌شد عشق را،چون قرص نان تقسیم می‌کردند؟

چه می‌شد عشق را،چون قرص نان تقسیم می‌کردند؟
به هر کس حصه‌ای،در خورد او تقدیم می‌کردند

چه خوش بود امتحان را،جسم اگر از عاشقان می‌خواست
به جایش زیر پای دوست،جان تسلیم می‌کردند

اگر فصل فراق از دفتر ایام گم می‌شد،چه کم می‌شد؟
چه خوش بود این ورق را پاره، زین تقویم می‌کردند

ستم کاران چنین بنیاد مظلومان نمی‌کندند
به جای آه‌ اگر از مشت اینان بیم می‌کردند.....




حسین منزوی
دیدگاه ها (۲)

....کنارِ من باشحتی اگر بهار نیایدحتی اگر پرنده‌ای نخواندحتی...

.رفتم که از دیوانه بازی دست بردارمتا اخم کردم مطمئن شد دوستش...

می‌توانی باور کنییاباور نکنیاماکسی با من نفس می‌کشیدوحشتناک ...

من ز بیداد تو هرگز نکنم ناله و دادداد از آنکس که چنین چهره ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط