هر شب به خودش میگفت

هر شب به خودش میگفت :
فردا دیگر طاقتش تمام می‌شود ؛
اما فردا که می‌ آمد باز زندگی جریان داشت ..!

سما.نوشت: منو ببخش که بعد تو زنده ام ،بابا!
دیدگاه ها (۱۰)

برسه به دستش....

فقط نظاره ی محبوب میکنیم و حسرت میخوریم💔

یکی پشت سر مانشسته بودهی به حضرت موسی میگفت ماشلا اگوری پگور...

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

گل قرمز و اسلحهاز زبان راوی: دازای نُوا رو آورد چویا با چشما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط