{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از میان همه شما

من از میان همه شما
منتظر کسی بودم... که نیامد!
به گمانم دریا
چشمی برای گریستن نداشت
ورنه آن پرنده بی‌جُفت
به جای نَم‌نَمِ یکی قطره باران
چشمْ به راهِ دو دیده من
از دریا نمیگریخت

_*سید علی صالحی*_
دیدگاه ها (۱)

باران که میباردچشم های با آسمان به تفاهم میرسندچه وجه اشتراک...

خودت بگو:زنجیر اگر برای گسستن نبودپس این دستهای بسته رابرای ...

دیر شناختمت... تو خیلی خوب بودی ولی خودت نبودی! من به رسم ر...

ما برای رنج کشیدن آفریده شده ایم ولی به دنبال لذت بردن میگرد...

سفیر کبیر Grand Ambassador

سکوت زیر باران

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط