{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای طراوت برده از فردوس اعلی روی تو

ای طراوت برده از فردوس اعلی روی تو
نادر است اندر نگارستان دُنیی روی تو
دختران مصر را کاسد شود بازار حسن
گر چو یوسف پرده بردارد به دعوی، روی تو
گر چه از انگشت مانی بر نیاید چون تو نقش
هر دم انگشتی نهد بر نقش مانی روی تو
از گل و ماه و پری در چشم من زیباتری
گل ز من دل برد یا مه یا پری نی روی تو
ماه و پروین از خجالت رخ فرو پوشد اگر
آفتاب آسا کند در شب تجلی روی تو
مردم چشمش بدرد پرده اعمی ز شوق
گر درآید در خیال چشم اعمی روی تو
روی هر صاحب جمالی را به مه خواندن خطاست
گر رخی را ماه باید خواند باری روی تو
رسم تقوی می‌نهد در عشق‌بازی رای من
کوس غارت می‌زند در ملک تقوی روی تو
چون به هر وجهی بخواهد رفت جان از دست ما
خوب‌تر وجهی بباید جستن اولی روی تو
چشمم از زاری چو فرهاد است و شیرین لعل تو
عقلم از شورش چو مجنون است و لیلی روی تو
ملک زیبایی مسلم گشت فرمان تو را
تا چنین خطی مزور کرد انشی روی تو
داشتند اصحاب خلوت حرف‌ها بر من ز بد
تا تجلی کرد در بازار تقوی روی تو
خرده بر سعدی مگیر ای جان که کاری خرد نیست
سوختن در عشق وانگه ساختن بی روی تو
🍀
[سعدی]
دیدگاه ها (۰)

چشم را خیره کند پرتو زیبایی تومن و از دور تماشای تماشایی تود...

ولی من یه چیزی فهمیدم؛همه آدم هایی که سعی می کنن واسه بقیه ا...

خوبه که دنیایی به نام خیال وجود داره...🍊🧡

آدما دقیقا شبیه به همون چیزی میشن که باهاش صدا زده میشن؛تا ح...

📜 غزلیات #عطار_نیشابوری 📜 غزل‌_اول

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شماافتاده در غرقابه‌ای تا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط