{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخونیم وبیندیشیم

بخونیم وبیندیشیم

فردی به دکتر مراجعه کرده بود.
در حین معاینه، یک نفر بازرس از راه میرسه و از دکتر میخواهد که مدارک نظام پزشکی اش را ارائه دهد.
دکتر بازرس را به کناری میکشد و پولی دست بازرس میزاره و میگه: من دکتر واقعی نیستم. شما این پول رو بگیر بی خیال شو.
بازرس که پولو میگیره از در خارج میشه. مریض یقهء بازرس رو میگیره و اعتراض میکنه. بازرس میگه منم بازرس واقعی نیستم و فقط برای اخاذی اومده بودم ولی توی مریض میتونی از دکتر قلابی شکایت کنی.
مریض لبخند تلخی میزنه و میگه: اتفاقا من هم مریض نیستم اومدم که چند روز استراحت استعلاجی بگیرم برای مرخصی محل کارم ...
این است حکایت ما در جامعه...
چون هرکدوم مون به نوعی آلوده هستیم، نمیتونیم جلوی فساد رو بگیریم.
به امید روزی که هر کس به دنبال خارج کردن خود از چرخه فساد باشد.

فقط کمی فکر لازمه...
دیدگاه ها (۲)

سلام . ..ای دوست بودنت سبز و دلت سبز و حضورت سبز ، خانه ا...

دل بی کس و تنهاست ، نخندم چکنماین عاقبت ماست ، نخندم چ...

!کوسه های مدیریت!ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آبهای ا...

سلاااااااااااام دوستان عزیزم صبح عالی متعالیهمراه با چند جمل...

فردی به دکتر مراجعه کرده بود.در حین معاینه، یک نفر بازرس از ...

فساد اجتماعی--------------------فردی به دکتر مراجعه کرده بود...

فساد اجتماعی--------------------فردی به دکتر مراجعه کرده بود...

فردی به دکتر مراجعه کرده بود ، در حین معاینه ، یک نفر بازرس ...

📌 #پندانه 🔸 *فردی به دکتر مراجعه کرده بود ، در حین معاینه ...

فردی به دکتر مراجعه کرده بود ، در حین معاینه، یک نفر بازرس ا...

فردی به دکتر مراجعه کرده بود، در حین معاینه، یک نفر بازرس از...

جامعه بی خدا👇فردی به دکتر مراجعه کرده بود . در حین معاینه یک...

فردی به دکتر مراجعه کرده بود. در حین معاینه، یک نفر بازرس از...

فردی به دکتر مراجعه کرده بود ، در حین معاینه ، یک نفر بازرس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط