در جست و جوی تو
در جست و جوی تو
فصل اول قسمت دوازده
بعد از سخرانی های لوسیفر همه توی فکر فرو رفته بودن اگه یهو همشون همون جا میمردند چی اگه همشون همون جا تا ابد گیر میافتادن چی و کلی قکر مختلف دیگه
چارلی کاملا مشخص بود که بغض کرد و وگی هم مثل همیشه سعی داشت اون رو آروم کنه
در همین لحظه اون ور تر توی جنگل همون موجودات وحشی دنبال غذایی بودن که بعد از قرن ها بخورن و با صدای های کمی که از اردوگاهی که چارلی و بقیه اعضا زدن داشت میومد امیدوار شدن و آروم آروم حرکت میکردن تا به اون اردوگاه برسن
--------------------------------------------------------
الستر : اوه پرنسس جهنم رو ببین بغض کرده
وگی : مزاحم نشو الستر چارلی الان حالش خوب نیست
الستر : پرنسس کوچولو ما ترسیده مگه نه و مثل بچه ها داره گریه میکنه آره
وگی : الستر برو گمشو
الستر: باشه باشه حالا چرا عصبانی میشی الان میرم و شمارو باهم تنها میزارم
وگی : چارلی آروم باش
چارلی: چطوری آروم باشم چطوری از من چه انتظاری داری ما مثلا قرار بود خوش بگذرونیم اما الان چیشد الان باید مثل سگ جون بکنیم تا فقط زنده بمونیم
وگی : چارلی اتفاق های بدتری هم میتونست بیوفته ولی نیوفتاده و ما باید به خاطر این خوشحال باشیم به هر حال که ما تا ابد توی این مکات گیر نمیگفتیم که
چارلی: به دور ورت نگاه کن به نظر توی این جنگل ترسناک راهی برای ازاد شدن هست
وگی : تو امیدت رو از دست دادی و من هم الان در شرایطی نیستم بخوام امید تو رو برگردونم من میرم بخوابم شبت بخیر
وگی پیشونی چارلی رو میبوسه*
چارلی : باشه شبت بخیر منم دیگه الان ها میام بخوابم
________________________________________
هاسک: آنجل میشه انقدر به من نچسبی
آنجل: من به تو نجسبیدم پیری من مجبورم با تو براس خوابیدن توی یک چادر بخوابم و همین آزار دهنده هستش
هاسک: اصلا پاشو برو از انیجا انقدر هم ور ور نکن بغل گوش من
آنجل: تو که ناراحتی چرا نمیری
هاسک از عصبانیت سرخ میشه و یقهی آنجل رو میگیره و پرت میکنه بیرون چادر و آنجل باز جای زخم هاش میسوزه و عربده میکشه
چری : هی آنجل خوبی اون پیری چیکارت کرد
آنجل: اون عوضی.....منو پرت کرد بیرون از چادر
چری: میخوای برم دخلش رو بیارم
آنجل: نه ممنون نیازی نیست خودم فردا دخلش رو میارم
چری : حالا خودت رو جمع کن بیا بریم توی چادری که من میخوابم توهم بخواب
آنجل: باشه چری
پایانننننن این قسمت امیدوارم خوشتون بیاد
فصل اول قسمت دوازده
بعد از سخرانی های لوسیفر همه توی فکر فرو رفته بودن اگه یهو همشون همون جا میمردند چی اگه همشون همون جا تا ابد گیر میافتادن چی و کلی قکر مختلف دیگه
چارلی کاملا مشخص بود که بغض کرد و وگی هم مثل همیشه سعی داشت اون رو آروم کنه
در همین لحظه اون ور تر توی جنگل همون موجودات وحشی دنبال غذایی بودن که بعد از قرن ها بخورن و با صدای های کمی که از اردوگاهی که چارلی و بقیه اعضا زدن داشت میومد امیدوار شدن و آروم آروم حرکت میکردن تا به اون اردوگاه برسن
--------------------------------------------------------
الستر : اوه پرنسس جهنم رو ببین بغض کرده
وگی : مزاحم نشو الستر چارلی الان حالش خوب نیست
الستر : پرنسس کوچولو ما ترسیده مگه نه و مثل بچه ها داره گریه میکنه آره
وگی : الستر برو گمشو
الستر: باشه باشه حالا چرا عصبانی میشی الان میرم و شمارو باهم تنها میزارم
وگی : چارلی آروم باش
چارلی: چطوری آروم باشم چطوری از من چه انتظاری داری ما مثلا قرار بود خوش بگذرونیم اما الان چیشد الان باید مثل سگ جون بکنیم تا فقط زنده بمونیم
وگی : چارلی اتفاق های بدتری هم میتونست بیوفته ولی نیوفتاده و ما باید به خاطر این خوشحال باشیم به هر حال که ما تا ابد توی این مکات گیر نمیگفتیم که
چارلی: به دور ورت نگاه کن به نظر توی این جنگل ترسناک راهی برای ازاد شدن هست
وگی : تو امیدت رو از دست دادی و من هم الان در شرایطی نیستم بخوام امید تو رو برگردونم من میرم بخوابم شبت بخیر
وگی پیشونی چارلی رو میبوسه*
چارلی : باشه شبت بخیر منم دیگه الان ها میام بخوابم
________________________________________
هاسک: آنجل میشه انقدر به من نچسبی
آنجل: من به تو نجسبیدم پیری من مجبورم با تو براس خوابیدن توی یک چادر بخوابم و همین آزار دهنده هستش
هاسک: اصلا پاشو برو از انیجا انقدر هم ور ور نکن بغل گوش من
آنجل: تو که ناراحتی چرا نمیری
هاسک از عصبانیت سرخ میشه و یقهی آنجل رو میگیره و پرت میکنه بیرون چادر و آنجل باز جای زخم هاش میسوزه و عربده میکشه
چری : هی آنجل خوبی اون پیری چیکارت کرد
آنجل: اون عوضی.....منو پرت کرد بیرون از چادر
چری: میخوای برم دخلش رو بیارم
آنجل: نه ممنون نیازی نیست خودم فردا دخلش رو میارم
چری : حالا خودت رو جمع کن بیا بریم توی چادری که من میخوابم توهم بخواب
آنجل: باشه چری
پایانننننن این قسمت امیدوارم خوشتون بیاد
- ۱.۵k
- ۰۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط