{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با یقین آمده بودیم و مردد رفتیم

با یقین آمده بودیم و مردد رفتیم

به خیابان شلوغی که نباید رفتیم

می شنیدیم صدای قدمش را اما
پیش از آنکه در بگشاید رفتیم
زندگی سرخی سیبی است که افتاده به خاک
به نظر خوب رسیدیم ولی بد رفتیم
آخرین منزل ما کوچه سرگردانی است
در به در در پی گم کردن مقصد رفتیم..
دیدگاه ها (۲)

رقص سایه‌ها | پارت ۲۰: جدا شدن در مهدودِ غلیظ، مثلِ یه موجود...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۲۸ سکوت اتاق جلسه با...

با یقین آمده بودیم و مردد رفتیمبه خیابان شلوغی که نباید رفتی...

با یقین آمده بودیم و مردد رفتیم!به خیابان شلوغی که نباید رفت...

با یقین آمده بودیم و مردد رفتیم !به خیابان شلوغی که نباید رف...

با یقین آمده بودیم و مردد رفتیمبه خیابان شلوغی که نباید رفتی...

با یقین آمده بودیم و مردد رفتیم !به خیابان شلوغی که نباید رف...

با یقین آمده بودیم و مردد رفتیم!به خیابان شلوغی که نباید رفت...

با یقین آمده بودیم و مردد رفتیم!به خیابان شلوغی که نباید رفت...

با یقین آمده بودیم و مردد رفتیمبه خیابان شلوغی که نباید رفتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط