بيزارم ازدروغ.....ازبودن هايى ک با نبودن فرقى ندارند.....
بيزارم ازدروغ.....ازبودن هايى ک با نبودن فرقى ندارند.......از آدم هايى ک لاس زدن باهمه برايشان عادت شده.....هه....آره.....چيه؟فکر کردى مظلوم گيرآوردى ک هربلايى خواستى سرم بيارى؟!؟!نه....کورخوندى.....اونى ک لياقت نداره نداره.....برو باهمون دوست جونيايى ک مخشونو ميزنى بگرد.....آره عزيزم هميشه چيزى پنهون نميمونه....دروغ ى روزى آخرش معلوم ميشه حتى اگه هزارتام محکم کارى کنى بازم دروغه ورسواىى داره.....منو نميخواى نخوا.....شايدديگه منم اصلا افتخارندادم ک بخوامت.....مگه قراره باعشقت باشى....فداى يه تارموهام....هه....والا......
- ۲.۸k
- ۳۰ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط