{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من من کردم نهه اصلا

من من کردم: نهه... اصلا...

پوزخند زد: پس چرا...

سریع گفتم: ا. ت... دیگه... قرار نیست کسی رو بکشیم.. هومم؟؟ فراموش نکردی ک کشتن آدم ها اصلا خوب نیست... خودت اینو میگفتی!

با چشمای گرد شده نگام کرد: چی...؟ من کی گفتم!؟

_هیی یادت رفته؟؟ اصلا من اومده بودم پیشت ک کاری بکنی دیگ ادم نکشم! تو هرروز و هر جلسه سعی میکردی کاری کنی ک من یروزی دیگ اون آدم بی رحم قبل نباشم...

با لبخند نگاهش کردم: الان ببین... من همونی شدم ک میخواستی:)

سرشو انداخت پایین: عجب...!

موهاشو نوازش کردم و آروم کش مو رو از موهاش باز کردم...
موهاشو نوازش کردم و بعد آروم شروع کردم به بافتن...

می دیدم ک با این کارم لبخند روی لبش اومده...

بعد از اینکه موهاشو بافتم... با دستم چونش رو گرفتم و سرمو نزدیک صورتش کردم...

با چشمام لبـ*ـشو دنبال میکردم... اونم با چشماش لبـ*ـمو دنبال میکرد...

فاصله بینمون هر لحظه کمتر میشد...

و زمانی که لبم خواست روی لبش بشینه، بچه ها وارد اتاق شدن!!!


سریع از هم فاصله گرفتیم و هر دومون پریدیم یه گوشه ی تخت...://

ولی..
ولی انگار کار از کار گذشته بود... 😂

بچه ها با تعجب سر جاشون خشک شده بودن...

منو ا. ت لبخند مصنوعی زدیم😁😁

ا. ت با خنده گفت: ناهار خوردین؟؟ 😁😁

سوآ چشماشو ریز کرد: داشتین چکار میکردی_!

نزاشتم حرفش تموم بشه: هاهااا سوآ ی قشنگه بابا! ناهار چی داریم هومم؟؟ 😁😁

سئو دون با پوزخند ازمون دور شد...
سوآ هم همونطور ک اخم کرده بود و سرخ شده بود از اتاق رفت بیرون...

ک هر دوتامون هوفی کشیدیم!

ا. ت سرخوش مثل همیشه خندید: وای تهیونگگگ!! 😂🤣

عع... خوشحال شدم ک ا. ت شد من مثل همیشه ش:)

منم با خوشحالی خندیدم: نزدیک بودا 🤣
دیدگاه ها (۶)

ادیت جدیدمو 😁♥بدجوری رو مایکی کراش زدم:(

میکس:) ♡

درمانگر عشق. فصل دوم. پارت۱۶

درمانکر عشق. فصل دوم. پارت۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط