امیررر:

امیررر:
بیا آغوش خود بگشا به روی کوچ فردایم
که بی تو سخت دلگیرم که بی تو سخت تنهایم

بیا آغوش خود بگشا به آیینی اساطیری
در این افسانه مجنونی از آب و رنگ لیلایم

نگاهت تیر...مژگانت کمان کشور گشایی کن
گشاید آرش چشم تو مرز آرزوهایم

بیا امشب تمامم را میان باورت جا کن
ببین یکتا پرستی را به محراب کلیسایم

و این کابوس رفتن را بگیر از خاطر چشمم
که شیرینتر ز هر خوابی برای قصر رؤیایم

تو را مهمان کنم عمری به آغوش غزلهایم
اگر آغوش بگشایی به روی کوچ فردایم
دیدگاه ها (۶)

عمریست دارم پا به پای آرزوهایمای عشقِ افسونگر به دنبال تو می...

بار الهااز تو ميخواهم که بگشایي در لطف و صفا رااز تو ميخواهم...

آویزان نوری و ترجمه‌ی شعرهایی از او

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط